ما ذوالفقار حيدريم مطيع امر رهبريم

شهید کش‌ها در همین نزدیکی!!!!!
نویسنده : ناصح - ساعت ٩:٠٢ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٤ آبان ۱۳۸۸
 
این هم از «معجزه»های شهداست که پس از یک دوره ی غربتِ سخت، در آغازین روزهای دهه ی چهارم انقلاب، دوباره نام شان بر سر زبان ها می افتد. «معجزه»؟ اغراق آمیز است. نه؟ ولی قطعاً برای آنها که با «پروژه ی شهید کُشی» آشنایند، جز معجزه نمی تواند باشد. اینکه از دل آن حوادثِ ویرانگر، باکری و همت و زین الدین و... جانِ سالم به در برند و دوباره موضوعِ آدم های این روزگار شوند، جز معجزه نیست.

دیگر ناامید شده بودیم از اینکه باز هم روزی فرا برسد که باکری و همت را بزرگ بدارند و برایشان درود فرستند. بله، ناامید شده بودیم. در مخیله مان هم نمی گنجید که دوباره از آنها گفتن، فضیلت محسوب شود. یعنی سلسله ی منحوس تمسخر شهدا فرو پاشید؟ یعنی آنها که تمام همّ خود را بر زدودن آثار شهدا نهاده بودند، از کرده ی خود پشیمانند و به راه آمده اند؟! باورش خیلی سخت است.

آیا این غیر از معجزه است که با یک جستجوی سرانگشتی در موتور گوگل، صدها صفحه ی حاوی نام باکری ها به چشم می خورَد؟ آن هم در کجاها؟ غالباً در صفحات مربوط به پایگاه های اینترنتی اپوزیسیون و «باکری کُش ها»!... به خدا معجزه است.

ولی حیف! حیف که حافظه ی تاریخی ما خیلی سریع پاک می شود. سریع تر از آنکه حتی بتوانیم وضعیت ده سال پیش سرزمین مان را بازخوانی کنیم. حتی، حتی چند سال پیش را نیز به یاد نمی آوریم گویا.

تصورش را بفرمایید؛ جهت جلوگیری از دفن پیکرهای شهدای گمنام در دانشگاه های کشور، «جنبش اعتراضی» راه می افتد. هزاران نفر به این جنبش می پیوندند. چهره های رسمی و انقلابیون پشیمان نیز البته در این خیل قرار می گیرند. کار به درگیری های فیزیکی _ میان طرفداران دفن شهدای گمنام و مخالفین آنها _ نیز کشیده می شود. معترضین می گویند «دانشگاه قبرستان نیست»، «نمادهای خشونت را چه جای دانشگاه؟» و...

باور کنید این اتفاق در همین کشور افتاد. و آیا کسی پرسید که آنها چرا و چگونه به این نقطه رسیده بودند؟ آیا حقیقتاً آنها هیچ حسّی نسبت به شهدا نداشتند؟ پاسخ قطعاً منفی است. آنها که مقصر نبودند. آنها در همان مسیری قرار گرفته بودند که «شهیدکُش»ها ترسیمش کرده بودند.

جالب است که در آشفته بازار سیاست زده ی امروز، همین «شهیدکُش»ها مرثیه های سوزناک می سرایند اندر احوالات شهدا و خانواده شان! حیرت هم کم می آورد در برابر این گردش های زمانه.
 
******

اخیراً مُد شده که هر جا هر کس می خواهد از جنگ بگوید، حتماً نقبی به «آژانس شیشه ای» می زند و از «حاج کاظم و عباس» می گوید. ولی من ندیده ام کسی از این بعضی ها، اشارتی هم به این کنند که «حاج کاظم» چرا اسلحه کشید و چرا «خشونت» ورزید؟! ندیده ام. ندیده ام کسی دیالوگ های نیش دار و کنایه آمیز و سوزاننده ی گروگان های آژانس شیشه ای را، که نثار حاج کاظم می کنند، بازخوانی کند و بگوید که آن جماعت چرا درباره ی حاج کاظم و عباس آنگونه فکر می کردند؟ بر مردمان آژانس شیشه ای چه گذشته بود که چنان می گفتند؟!

«آژانس شیشه ای» در همان روزگاری ساخته شد که «شهید کُشی» به رسمِ پذیرفته شده ی مردمان تبدیل شده بود. و مردمان مقصر نبودند در این جنایت. ما داریم دنبال «شهیدکُش»ها می گردیم. و اتفاقاً ردّشان را هم گرفته ایم. آنها در همین نزدیکی اند. در لابلای همان جمعیتی که مزوُرانه، خود را در میان سینه چاکان شهدا جا زده اند. مگر می شود کارنامه ی آنها را بست و گذاشت کنار؟

براستی آنها با جوانان پاک طینت این سرزمین، چنان کرده بودند که علیه شهدای گمنام شورش می کردند. [هر چند آنجا که فتوای شورش علیه خدا صادر شود، شهدا که جای خود دارند!]
 

نسل من، البته می داند که چرا «شهیدکُش»ها عَلم حمایت از خانواده ی شهدا را برافراشته اند. برای آنها، شهدا و خانواده هایشان نیز چیزی در ردیف یک «وسیله» هستند که قرار است به اعتبار آنها، حریف سیاسی را بکوبند. نسل من، دلش برای مهدی و حمید باکری تنگ شده ولی آنها را در میدانِ سوداگریِ سیاست بازان جستجو نمی کند.

نسلِ من، حمید و مهدی و همت و زین الدین و تجلایی و شفیع زاده و یاغچیان و... را گم کرده است؛ ولی قطعاً در گروکشی های مبتذلِ سیاسی و عقده گشایی های حقیرِ نفسانی، به دنبال نشانی آنها نمی گردد.

«شهیدکُش»ها به زودی پرده از رخسار برخواهند انداخت..... انشا الله
روح الله رشیدی

 
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
ادعاهای دروغ!!!
نویسنده : ناصح - ساعت ٧:٠٢ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۸ مهر ۱۳۸۸
 

بدون شرح!!!!!


 
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
خبرهای درگوشی!!!!
نویسنده : ناصح - ساعت ٥:۳٤ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸
 

 

جزئیات سفر معاون سوروس به ایران

پس از انتشار جوابیه سید محمد خاتمى مبنى بر تکذیب دیدار خود با جورج سوروس که با حضور آنتونى ریکتر معاون خاورمیانه بنیاد سوروس، جورج سوروس و شخصى به نام «نیر» انجام شده بود یک منبع آگاه اطلاعات جدیدى از بنیاد سوروس و سفر معاون این بنیاد به ایران در زمان خاتمى را فاش کرد.
این منبع آگاه گفت: آقایان که دیدار خود با سوروس را تکذیب مى کنند نمى توانند منکر این مطلب شوند که آنتونى ریکتر معاون خاورمیانه و ایران جورج سوروس در زمان ریاست جمهورى خاتمى به ایران سفر کرده است.
وى افزود:  ریکتر در این سفر دیدارهایى با مسؤولان دولت خاتمى و مشاوران برجسته وى از جمله (س.ح) و (م.ت) و چند تن از معاونان وى داشته است.
سفر ریکتر به ایران در آن ایام با مخفى کارى و پوشش شدید اطلاعاتى که توسط برخى نهادهاى امنیتى ایجاد شده بود صورت گرفت.

هدف انقلاب مخملى فقط رهبرى بود

شنیده شد که یکى از متهمان کودتاى مخملى که در بازداشت به سر مى برد و از وى به عنوان یکى از عوامل بنیاد سوروس در ایران نام برده مى شود اظهارات مهمى پیرامون برنامه هاى انقلاب مخملى در ایران داشته است. این متهم در اظهاراتش گفته است: براندازى نرم که براى ایران تعریف شده بود بسیار متفاوت از انقلاب هاى مخملین در اوکراین و گرجستان بود. برنامه انقلاب مخملین در دراز مدت در ایران این بود که ما ادعا کنیم رهبرى مشکل دارد و ناکارآمد است،  در واقع آنچه تعریف کرده بودیم این بود که بگوییم در ایران رهبرى ناکار  آمد است و با این کار رهبرى را به سه کنج برده و از پرده عصمت خارج کنیم و حرمت هاى رهبرى و ولایت فقیه را بشکنیم.

استراتژى بعدى، ناکارآمدى رهبرى

شنیده شده که از منزل (س.ح) که به عنوان یکى از متهمین کودتاى مخملین در بازداشت به سر مى برد سندى کشف شده که در آن تاکید شده که استراتژى بعدى جریان تجدیدنظر طلب این است که روى قضیه ناکارآمدى رهبرى کار کنند. پروژه اى هم براى این کار تعریف شده بود. این سند با همکارى (س.ح) و (م.الف) از مسؤولان اسبق دولت خاتمى تهیه شده است.

رازى که مشاور میرحسین از پرده برون انداخت

اظهارات روزهاى اخیر برخى چهره هاى وابسته به جریان آشوب طلب پرده از برنامه ریزى این جریان براى روزهاى بازگشایى دانشگاه ها برداشت. (م.ت) مشاور ارشد میرحسین موسوى در جلسه انجمن علوم سیاسى ایران گفته است:  کار اصلى ما براى اول مهر است و بخش اصلى کار ما همزمان با شروع دانشگاه ها خواهد بود.

دعوا خانوادگى شد

پس از آنکه یکى ازکاندیداهاى وابسته به جریان دوم خرداد نتوانست توفیقى در جهت توجیه افکار عمومى کسب کند اخبار به دست آمده حاکى از رو در رو قرار گرفتن نزدیکانش با وى مى باشد. همسر میرحسین موسوى که از وى در ایام انتخابات به عنوان میشل اوباماى ایرانى! یاد مى شد طى روزهاى اخیر به علت پیگیرى نکردن وضعیت برادرش (شاپور کاظمى) توسط میرحسین به شدت با وى دچار مشکل شده و بحث  هاى سنگینى با وى در این زمینه داشته است. زهرا رهنورد (زهره کاظمى) با اشاره به عدم توانایى میرحسین در پیگیرى قضیه برادرش (شاپور کاظمى) که در بازداشت به سر مى  برد به وى گفته که شما که توانایى استیفاى حقوق اعضاى خانواده خود را ندارى
چطور مى خواستى رئیس جمهور شوى و حقوق یک ملت را پیگیرى کنى؟؟؟!!!!

 
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
موسوی بازی خاتمی را به هم ریخت
نویسنده : ناصح - ساعت ٥:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٧ شهریور ۱۳۸۸
 

 

محمد علی ابطحی، عضو مجمع روحانیون مبارز که به اتهام نقش آفرینی در اغتشاشات پس از انتخابات در زندان به سر می‌برد در تازه‌ترین به روزرسانی سایت شخصی خود از زندان مطلبی را با عنوان «وبلاگ نویسی از درون زندان» را منتشر کرده است.
ابطحی در این نوشته علت زندانی شدن خود و برخی از همفکرانش را عدم دستگیری سران اصلی اغتشاشات عنوان کرد و گفت:«می‌توانیم بفهمیم که چرا ما را گرفته‌اند. وقتی سران اصلی را نمی‌توانند بگیرند ما را که به زعم آنها می‌توانستیم سران را پشتیبانی کنیم و حرف بزنیم و بعضی‌ها که تشکیلات دارند، تشکیلات را به کار بگیرند، گرفته‌اند تا آشوبی که از توهم تقلب در حال شکل گرفتن بود مهار شود. اما گمان می‌کنم اکثر اینهایی که در زندانند می‌دانند که نه تقلب تعیین‌کننده‌ای صورت گرفته و نه آشوب اجتماعی به نفع مردم ایران بوده و نه کسانی که این آشوب‌ها را آفریدند و تشویق کردند دلشان برای مردم ایران می‌تپیده. این بحرانی است که به اعتقاد من روح زندانیان سیاسی این ماجرا را اذیت می‌کند. امیدوارم تصمیم‌گیران این نکته را درک کنند و این مجموعه را زودتر آزاد کنند تا با آزادی این دیدگاه‌هایشان را در جامعه مطرح کنند. همان مطالبی که من 3 هفته پیش و قبل از دیگران در دادگاه اعلام کردم و در روزهای آینده توضیح بیشتری می‌دهم».
البته ابطحی روز پنجشنبه نیز اجازه یافت وب نوشت خود را به روز کند. رئیس دفتر خاتمی در زمان ریاست جمهوری وی در دومین نوشته وبلاگی خود از درون زندان با تاکید بر اینکه استدلال‌هایی که در دادگاه ارائه کردم باور دارم، نوشت: در جریان محاکمه پریروز هم وقتی در دادگاه حجاریان، رمضانزاده، صفایی فراهانی، شریعتی، کرمی و آقایی، بعد از 3 هفته همان حرف‌ها را زدند بر آن باورم راسخ‌تر شدم که صادقانه باید با شما حرف زد. وی در بخشی از این مطلب آورده است: من 3 هفته پیش در دادگاه درخواست کردم کمی حرف بزنم. در آن جا به عنوان یک تحلیلگر سیاسی و از موضع اصلاحات که بی‌دلیل قربانی جریانی شد که خودش اعلام می‌کرد اصلاحات را قبول ندارد، نقدهایی از سر استدلال به جریانات بعد از انتخابات انجام دادم و آن را واقعاً شجاعت می‌دانستم، شجاعت گفتن آنچه باور دارم. همان شجاعتی که در موقع انتخابات هم بروز دادم و وقتی همه اصلاح‌طلبان به سراغ مهندس موسوی رفتند که بازی برنده انتخابات خاتمی را به هم ریخته بود، من به اردوگاه کروبی پیوستم که اعتراضم را به آمدن بی دلیل آقای موسوی اعلام کنم. آن موقع هم یادتان هست که چه فشاری تحمل کردم ولی کم نیاوردم. من اعترافی نکرده بودم که زیر فشار باشد. هیچ‌وقت هم اعتراف در زندان را قبول نداشتم و بارها علیه این کار مطلب نوشتم. من در دادگاه استدلال‌هایی برای شرایط بعد از انتخابات ارائه کرده بودم که باورم بود. گرچه آن استدلال‌ها با بازی بزرگانی که قرار بود همه ما را بازی دهند منافات داشت. خیلی‌ها راجع به من خیلی حرف‌ها زدند، مثل همان فشارهای دوران انتخابات اما خوشحالم که با همان صداقت همیشگی با شما حرف زدم و آنچه باور داشتم را گفتم. در جریان محاکمه پریروز هم وقتی در دادگاه دیدم سعید حجاریان و رمضانزاده و صفایی فراهانی و سعید شریعتی و کرمی و آقایی که فرصت حرف زدن پیدا کرده بودند، بعد از 3 هفته همان حرف‌ها را زدند، بر آن باورم راسخ‌تر شدم که صادقانه باید با شما حرف زد.


 
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
اند احوالات رفراندوم آقای خندان!
نویسنده : ناصح - ساعت ۱٢:٠٩ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸
 

فرض است دیگر؛ فرض کنید رفراندومی که آقای خاتمی به تقلید از دیک چنی، مایکل لدین و دونالد رامسفلد پیشنهاد داده بود، برگزار شود. ما در زیر خبرهای تکمیلی را می‌آوریم.
روز برگزاری رفراندوم: در حالی که هنوز 2 ساعت به آغاز رای‌گیری مانده است، میرحسین موسوی با حضور در جمع خبرنگاران خارجی، خود را برنده این انتخابات و کلا انتخابات‌های قبلی و بعدی اعلام کرد و گفت: من تسلیم این صحنه‌سازی‌های خطرناک نخواهم شد. همسر یکی از مسؤولان نیز که در هنگام رای‌گیری، مثل ابر بهاری داشت گریه می‌کرد از اوباش خواست، این دفعه به جای خیابان، به بیابان‌ها بریزند. کروبی که تا صبح نخوابیده بود ابراز امیدواری کرد این دفعه تعداد آرای او، حداقل از آرای باطله بیشتر باشد.
یک روز بعد: یک نهاد خیلی بی‌طرف نتایج انتخابات را اعلام کرد. همزمان و شاید یکی- دو ساعت قبل از آن، میرحسین بیانیه شماره یک خود را صادر کرد. در بخشی از این بیانیه آمده است: انا لله و انا الیه راجعون. میرحسین در ادامه با اشاره به چیز، تصریح کرد: تنها راه برون‌رفت از بحران، ابطال همه‌پرسی است. میرحسین افزود: من تنها وقتی نتیجه این همه‌پرسی را قبول می‌کنم که آرای مردم را آقایان هاشمی، کروبی و خاتمی و خانم‌ها فائزه، ننه‌جون و منزل شمارش کنند. میرحسین در بخش دیگری از این بیانیه تصریح کرد: من از همان اول هم مجمع تشخیص را قبول نداشتم!!
یک هفته بعد: میرحسین در بیانیه شماره سه هزار و دویست و پنجاه و دوم خود ضمن تاکید بر ابطال همه‌پرسی از اوباش خواست، 28 مرداد با حضور در سر چهارراه‌ها یاد شعبان بی‌مخ را زنده نگه دارند. وی با تجلیل از نقش آن گور به گوری، به خدمات مصدق اشاره کرد و گفت: ملی شدن نفت در زمان نخست‌وزیری من به تصویب رسید! وی افزود: من، کروبی و خاتمی در مراسم دعای کمیل که پنجشنبه شب در منزل عبدالله نوری واقع در بالاشهر برگزار می‌شود، حاضر خواهیم شد. کروبی نیز که در جمع اعضای ستاد خود صحبت می‌کرد، گفت: حتی اگر من را به دیار فانی‌(!!) بفرستند، باز هم صحنه را خالی نمی‌کنم. محسن رضایی هم ضمن پس گرفتن انتقادات خود، با تاکید بر قانون‌گرایی، همه سیاسیون کشور را به آرامش فراخواند. لاریجانی هم یکی به میخ زد. گفتنی است وی دیشب یکی به نعل زده بود.
10 روز بعد: مراسم دعای کمیل در منزل عبدالله و خیابان‌های اطراف برگزار شد. این مراسم حاشیه‌هایی هم داشت. خاتمی که قبلا گفته می‌شد به مراسم دعای کمیل می‌آید، نیامد ولی کروبی از صبح زود در منزل عبدالله حضور یافت. موسوی نیز اواسط دعا به مراسم رسید. عده‌ای از افراد که دعای کمیل را به زبان انگلیسی می‌خواندند، ضمن ریختن به خیابان‌های اطراف، شعارهایی علیه چین تایپه و شوروی سابق سردادند. از دیگر حاشیه‌های این مراسم این بود که عده‌ای هنگام ورود به منزل عبدالله کفش خود را در نیاوردند که با تذکر عبدالله روبه‌رو شدند. بعد از مراسم دعای کمیل نیز، حجت‌الامسال هرمنوتیک ضمن قرائت یک حدیث جعلی،‌گفت: اگر مردم بگویند ماست سیاه است، مشروعیت پنیر زیر سؤال می‌رود! وی ادامه داد: ما یک مقبولیت داریم، یک مشروعیت و در حکومت اسلامی، اگر مردم به من رای دادند که هیچی و الا اگر به احمدی‌نژاد رای دادند، این نامردی مردم را می‌رساند و گفته باشم؛ هر کس وارد حریم من شد،‌پایش را قلم می‌کنم! وی در قسمت دوم صحبت‌هایش افزود: من چند تا راهکار پیشنهاد می‌کنم؛ اول اینکه به جز من و خاندانم و این جمع، همه در برابر قانون برابرند. دوم اینکه زندانی‌های سیاسی، اقتصادی، چکی،‌ضرب و شتم، تصادف، معتاد، خفاش شب، یوزپلنگ بعدازظهر، ذوی‌الحقوق، بد وارث و بی‌وارث، رفتگان، نااهلان و نامحرمان، سرمایه‌دارهای فراری، همه و همه آزاد شوند. لازم به ذکر است هنگام سخنان هرمنوتیک عده‌ای با زدن قاشق به بشقاب از عبدالله تقاضا کردند، زودتر شام را بیاورد.
یک ماه بعد: خاتمی از مسؤولین نظام خواست برای آرام‌تر شدن اوضاع، یک رفراندوم برگزار کنند و از مردم سؤال شود آیا حال‌شان خوب است یا نه. وی گفت: یک نهاد بی‌طرف مثل «بنیاد باران»(!!) باید بر اجرای رفراندوم نظارت کند.
چهل سال بعد:غضنفر خاتمی از نوادگان محمد خاتمی به مسؤولین نظام پیشنهاد داد برای برون رفت از بحران اخیر، یک همه پرسی برگزار کنند، پرسی 1500 تومن! ایشان ادامه داد: برای اینکه بعدا مشکلی پیش نیاید، یک نهاد بی‌طرف مثل «شورای امنیت سازمان ملل» باید بر امر اجرا و نظارت بر انتخابات، نظارت کند

(برگرفته از یکی از روزنامه‌های صبح)

 


 
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
قصه ما و هاشمی
نویسنده : ناصح - ساعت ۱۱:٤۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۸
 

جیرجیرک‌ها حشرات عجیبی هستند؛ چند روز بیشتر عمر نمی‌کنند اما به اندازه یک موجود صدساله سروصدا دارند. در یک مزرعه برنج، رنج را برنج‌کاران می‌برند ولی جیرجیرک‌ها چنان با جیرجیر خود هیاهو می‌کنند که انگار، گنج دانه برنج با رنج ایشان حاصل شده است!
آدمی را هم قصه همین است؛ آنکه در مزرعه انقلاب کار می‌کند و فریب علف هرز را نمی‌خورد، فروتن است اما برخی همواره خود را طلبکار انقلاب می‌دانند. یکی‌شان را من با همین چشمان خود دیدم که دم از موسوی، خاتمی، کروبی و یک چندتایی نقطه‌چین ناقابل(!) می‌زد و شعار می‌داد: «هاشمی، هاشمی! سکوت کنی، خائنی» ...

ادامه مطلب


 
ادامه مطلب...
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
شعری زیبا در مورد رهبری
نویسنده : ناصح - ساعت ۱۱:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ٧ تیر ۱۳۸۸
 

 

 

شعری تقدیم به همه ی عاشقان و رهروان رهبر فرزانه انقلاب اسلامی

حضرت آیت الله سید علی خامنه ای (زید عزه)

به مناسبت حال و هوای این روزهای کشور و سخنان تاریخی  معظم له در نماز جمعه اخیر تهران

شعر از :حجت‌الاسلام جواد محمدزمانی

 

دیشب این طبع، بی‌قرار شما

خواست عرض ارادتی بکند

 

                                          دست کم از دل شکسته‌تان

                                  واژه‌هایم عیادتی بکند

 

چشم بد دور، عمرتان بسیار

کس نبیند ملالتان آقا!

 

                                          ما نمردیم خون دل بخوری

                                       تخت باشد خیالتان آقا!

 

چیست روباه در مصاف شیر؟!

چه نیازی به امر یا گفته؟!

 

                                    تو فقط ابرویی به هم آور

                                          می‌شود خواب دشمن آشفته

 

هست خاموشی‌ات پر از فریاد

در تو آرامشی است طوفانی

 

                                          « الذی انزل السکینه» تو را

                                     کرده سرشار از فراوانی

 

واژه‌ها از لبت تراویدند

پرصلابت، پرعاطفه، پرشور

 

                           آفریدند در دل مردم

                                          عزت، آمادگی، حماسه، حضور

 

این حماسه همه ز یمن تو بود

گرچه از آن مردمش خواندی

 

                                        رهبرا! تا ابد ولی محبوب

                                          در دل عاشقان خود ماندی

 

سهم دلدادگان تو سلوی

قسمتِ دشمنان تو سجیل

 

                                          رهبری نیست در جهان جز تو

                                      که ز امت چنین کند تجلیل

 

نسل سوم چو نسل اول هست

با شعف با شعور با باور

 

                                          جاری است انقلاب چون کوثر

                                    هان! «فصل لربک وانحر»

 

گرچه در باغ سینه‌ات داری

لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها

 

                                          گفتی اما نمی‌روی چو حسین

                              تا ابد زیر بار بدعت‌ها!

 

ناگهان در نماز جمعه شهر

عطر محراب جمکران گل کرد

 

                                   بغض تو تا شکست بر لب‌ها

                                          ذکر یا صاحب الزمان (عج) گل کرد

 

جان ایران! چه شد که جانت را

جان ناقابلی گمان کردی؟!

 

                                      آبروی همه مسلمانان

                                          اشک ما را چرا درآوردی؟!

 

جسم تو کامل است، ناقص نیست

می‌دهد عطر یک بغل گل یاس

 

                                          دستت اما حکایتی دارد...

                                       رَحِمَ اللهُ عَمِی العباس!

 


 
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
حماسه ملت
نویسنده : ناصح - ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ روز شنبه ٢۳ خرداد ۱۳۸۸
 

با رمز مقدس یا مهدی (عجل الله)، بت بزرگ و بت‌های کوچک به دست توانمند ملت ایران فرو ریخت

الله اکبر.....الله اکبر

 

 

 

 

 

 

 


 
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
آقای احمدی نژاد تو مایه ننگ این ملتی
نویسنده : ناصح - ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸
 

 

آقای احمدی نژاد تو مایه ننگ این ملت و همه رئیس جمهور های دنیا هستی!!!!!

 

3 تیر چهار سال پیش را بیاد داری؟ آن زمان که برای انتخاب شدن با رقبای خود دست و پنجه نرم می‌کردی؟

 

 

 

 

 برای خواندن ادامه پست ، ادامه مطلب را بخوانید


 
ادامه مطلب...
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
 
پیامک
نویسنده : ناصح - ساعت ٢:۱۸ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸۸
 

دمی که گوهر حق از لب عزیز افتاد

زگفته اش به دل میر رستخیز افتاد

ببین کلام فصیحش چقدر غوغا کرد

که موسوی ز خجالت به چیز چیز افتاد

 ------------------------------------------

"م" مثل موسوی

"ک" مثل کروبی

"ر" مثل رضایی

و این سه, آخرین مکر هاشمی برای حذف احمدی نژادند

اما:

ومکرو مکرالله و الله خیر الماکرین

 

 ------------------------------------------ 

 ابر و باد و مه خورشید فلک درکارند

تا "کبیر" دگری باز به "فین" بسپارند

 احمدی صبر بکن دست خدا بر سر ماست

مـردم از حیله ی روبه صفتان بیـزارنـد

 

 


 
comment شاخه گل‌هاي تقديمي دوستان ()
 
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------